پرش به محتوا
خانه » 5 نکته برای تبدیل افکار منفی به افکار مثبت

5 نکته برای تبدیل افکار منفی به افکار مثبت

  • از


غم، ترس، تنهایی، خشم و انزجار چند احساس منفی هستند که ممکن است فرد تجربه کند.

افکار منفی طبیعی هستند و هر از گاهی ایجاد می شوند. با این حال، زمانی که افکار منفی به عادت تبدیل شوند، این افکار می توانند منجر به اضطراب، افسردگی و بسیاری دیگر از اختلالات سلامت روان شوند. بنابراین، احتمالاً ما را از نظر جسمی، عاطفی، معنوی و حتی مالی تحت تأثیر قرار می دهد.

به گفته موسسه غیرانتفاعی Small Steps، چارچوب بندی مجدد را می توان اینگونه توضیح داد: «زمانی که شما به طور فعال متوجه افکار غیر مفید در ذهن خود می شوید و آنها را به افکار مفیدتر تبدیل می کنید.»

افکار ما سنگ بنای موفقیت ما هستند. نحوه نگرش ما به خودمان بر پیشرفت و پایداری ما در رسیدن به اهدافمان تأثیر می گذارد. مثبت اندیشی یک الگوی شناختی است که نیازمند تلاش و تمرکز است.

در این مقاله توضیح خواهیم داد که بازتاب افکار منفی به چه معناست و اهمیت بازتاب افکار منفی به افکار مثبت چیست.

5 نکته برای اصلاح مجدد افکار منفی

تحقیقات اخیر نشان می دهد که ما روزانه حدود 6000 فکر در روز داریم. با این حال، ما قبلا افکار مشابهی داشته ایم. اغلب ما حتی افکار منفی را از زمانی که تا این حد آشنا شده ایم، نمی شناسیم.

این گفتگوی درونی می تواند از آنچه می خواهیم برای شام بخوریم، موضوعات کاری، فرضیات در مورد شرایط، مشاهدات، آنچه دیگران در مورد ما فکر می کنند، احساس ما نسبت به خود و غیره متغیر باشد. به محض اینکه افکار منفی غلبه کنند، بسیاری از رفتارهای خود ویرانگر نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. بنابراین، یادگیری قالب بندی مجدد افکار به فرد کمک می کند امیدوار، مستقر و با انگیزه بماند.

تغییر چارچوب فکری ابزاری قدرتمند برای کمک به افراد برای مدیریت موثر افکار منفی و استرس است. طرز فکر ما در مورد آنچه اتفاق می افتد بر احساس و رفتار ما تأثیر می گذارد. در این مقاله پنج استراتژی وجود دارد که به شما کمک می کند تا به سرعت افکار منفی را به افکار مثبت تغییر دهید:

  1. انواع افکار منفی را درک کنید

اولین قدم این است که از الگوهای افکار منفی خود آگاه شویم. اینها افکاری هستند که وقتی مشکلی پیش می ‌آید به ذهن شما وارد می ‌شوند یا افکاری که ممکن است به طور مداوم هر زمان که مسائل مشابهی را تجربه می ‌کنید به ذهن شما وارد می ‌شوند. برخی از الگوهای فکری که باعث تفکر منفی می شوند و عبارتند از:

فکر کردن به سبک همه یا هیچ

ما اغلب افراطی فکر می کنیم، مانند همیشه یا هیچوقت، همه یا هیچ. به عنوان مثال، شخصی فکر می کند: «من همیشه تا دیر وقت کار می کنم» یا «اگر این پروژه را به هم بزنم، پس لیاقت کار کردن در این شرکت را ندارم.»

تفکر همه یا هیچ یک الگوی تفکر منفی است که موقعیت ها، تجربیات، انتخاب ها و افراد را قطبی می کند.

تمرین روی وجوه مثبت

بله، اغلب، ما رویدادهای مثبت زندگی خود را صرفاً به ‌عنوان اتفاقات یا فرصت ‌های خوش شانسی در نظر می ‌گیریم. وقتی که ما در جشن گرفتن این رویدادهای مثبت در زندگی خود شکست می خوریم، تمایل داریم که رویدادهای منفی را عادی بدانیم. ما بیشتر از گذشته شروع به پذیرش منفی ها می کنیم. جشن گرفتن پیروزی های بزرگ و کوچک به همان اندازه برای موفقیت کلی ما مهم است.

از شر باید خلاص شوید

شما انتظارات سفت و سختی دارید، پر از آنچه که «باید» انجام دهید. فشار و انتظارات اضافی به ترس و نگرانی ما کمک می کند. این می تواند منجر به خستگی شود و باعث ایجاد انرژی منفی شود.

عدم شفقت به خود

افکار و کلمات ما مملو از سرزنش خود هستند. ما حتی خود را برای موقعیت هایی که خارج از کنترل ما هستند، سرزنش می کنیم. چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده اند می توانند برگردند و ما را سنگین کنند و در نتیجه منفی گرایی ما را افزایش دهند.

فاجعه ساز

افکار ما به طور خودکار به سمت بدترین سناریو می رود. اگر شریک زندگی شما تا دیر وقت در روز شب می دود، طبیعتاً فکر می کنید که شریک زندگی شما  تصادف وحشتناکی داشته است. این طرز تفکر باعث می شود که ما به حالت جنگ یا گریز برویم و در فضای ترس عمل کنیم.

  1. افکار منفی را به چالش بکشید

هنگامی که تفکر منفی را شناسایی کردیم، در ادامه این افکار را به چالش می کشیم. از خود بپرسید آیا وقایع زندگی شما تفکر شما را توجیه می کند یا افکار شما براساس فرضیات منفی است. به راه ها و مواردی فکر کنید که شما اقدام مثبتی انجام داده اید، کمک کرده اید، یا در حال انجام آن هستید.

چالش سریع در مورد افکار منفی

یک راه سریع و آسان برای به چالش کشیدن تفکر منفی این است که به این صورت فکر کنید: «بله، __________، اما____________ مثلا،

  • «بله، من تا دیر وقت کار کردم، اما فردا یک استراحت طولانی ناهار خواهم داشت.»
  • «بله، من برای خرید مواد غذایی بیش از حد خرج کردم، اما در حال بسته بندی ناهار برای چند روز آینده هستم.»
  • «بله، بیش از حد خوابیدم، اما بدنم احساس شادابی بیشتری می کند.»

با تعریف و تمجیدهای واقعی، با منفی ها و منفی ها مقابله کنید. فهرستی از ویژگی ها و ویژگی هایی که به خاطر آن ها تعریف می شوید یا چیزهایی که می دانید نقاط قوت شما هستند، تهیه کنید. سعی کنید منفی های بیش از حد تعمیم یافته را با ویژگی های زیر بازسازی کنید:

برای مثال، همانطور که فکر می ‌کنید «من همیشه تا دیر وقت کار می ‌کنم»، یک خودکار و کاغذ بردارید، سپس زمان ‌هایی را که به مرخصی رفته ‌اید، زودتر از زمان کار را ترک کرده‌ اید، مریض شده‌ اید و غیره یادداشت کنید.


شاید این مطالب را دوست داشته باشید