پرش به محتوا
خانه » نحوه تعیین اهداف بلند مدت و دستیابی به موفقیت ( قسمت دوم )

نحوه تعیین اهداف بلند مدت و دستیابی به موفقیت ( قسمت دوم )


تعیین اهداف شغلی بلند مدت در حول کار

البته هر هدفی متفاوت از دیگری خواهد بود. با این حال، اهداف کاری یا شغلی تفاوت های ظریف بیشتری دارند. این اهداف نه تنها برای ثروتمند کردن افراد طراحی شده‌ اند ، بلکه می ‌خواهید افراد اطراف خود و کسب ‌و کاری را که در آن هستید، ثروتمند کنید.

بنابراین با توجه به نکات بالا، هنگام تعیین اهداف در مورد کار خود، این نکات خاص را نیز رعایت کنید.

  1. بدانید چه می خواهید

این یکی ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما بسیاری از مردم هرگز وقت نمی‌ گذارند تا به دقت درباره کاری که می‌ خواهند در حرفه خود انجام دهند فکر کنند. هر از گاهی، مردم وقتی از خود می پرسند که بعد از ۵ یا ۱۰ سال آینده شغلشان چگونه خواهد بود، گیج می شوند.

این امر در افرادی آشکار می شود که مشاغل در صنایع یا بخش هایی را می پذیرند که هیچ علاقه ای به آنها ندارند و به زودی خود را در یک شغل با حس بدبختی و سرشار از شکایت می بینند.

اینکه چگونه مردم زمان بیشتری را برای برنامه ریزی تعطیلات تابستانی سالانه خود صرف می کنند تا برای شغلشان، همیشه من را شگفت زده می کند. اگر می خواهید در کار خود موفقیت ایجاد کنید، باید ایده روشنی از کاری که می خواهید انجام دهید و به کجا می خواهید انجام دهید، داشته باشید. اهداف شما قطب نمای شما هستند و اگر هیچ هدفی نداشته باشید، نمی دانید به کجا بروید یا چه کاری انجام دهید، یا حتی کاری که انجام می دهید برای شما مناسب است یا خیر.

بدون این شفافیت، شما از نقشی به نقش دیگر می روید و هرگز به سمت هدف نهایی شغلی خود حرکتی ایجاد نمی کنید.

  1. از خود بپرسید: چه مهارت هایی کم دارم؟

وقتی زندگی کاری خود را شروع می کنیم، مهارت های علمی داریم اما مهارت های عملی زیادی نداریم.

هنگامی که بدانید می خواهید در حرفه خود چه کاری انجام دهید، می توانید مهارت های مورد نیاز خود را شناسایی کنید. مهارت ‌های نرمی مانند ایجاد رابطه، توانایی همکاری با دیگران و بهره‌ وری شما، همگی بخشی از این مهارت ‌ها را تشکیل می ‌دهند و شما باید مطمئن شوید که در حال توسعه آنها هستید.

روی خودتان سرمایه‌ گذاری کنید و برای مهارت ‌هایی که به طور طبیعی رشد نمی ‌کنند، دوره‌ های آنلاین یا چند کتاب برای مطالعه پیدا کنید. هنگامی که این مهارت ها را مطالعه کردید، مطمئن شوید که آنها را از طریق اهداف شغلی بلندمدت خود به اجرا درآورید. این یک نکته شما را از ۹۸ درصد همکارانتان که کارشان را فقط شغلی می ‌دانند که برای زندگی کردن به آنها پول می ‌دهد جلوتر قرار می ‌دهد.

 

  1. بدانید که موفقیت یک مسیر باقی می گذارد

من این مورد را به همه مشتریانم آموزش می دهم. در هر صنعتی، نمونه ‌هایی از افرادی وجود دارند که از پایین شروع کردند و راه خود را برای تبدیل شدن به رهبران صنعت طی کردند. به عنوان مثال می توان به ساتیا نادلا در مایکروسافت و جانی آیو در اپل اشاره کرد. این افراد بنیانگذار یا کارآفرین نبودند. آنها از سطوح پایین به سمت بالا حرکت کردند و سرنخ هایی را در طول مسیر به جا گذاشتند.

در هر شرکتی که باشید، افرادی وجود خواهند داشت که از سطوح پایین شروع کردند و راه خود را به سمت رهبر شدن پیش بردند. آنها چه الگوهایی داشتند؟ چه کتاب هایی خوانده اند؟ چه مهارت هایی در آنها ایجاد شد؟

یادم می آید زمانی که در صنعت هتلداری کار می کردم. یکی از مربیان من به عنوان مسئول پذیرش شروع به کار کرد. او با داشتن هدف مشخص، پشتکار و همیشه در اولویت قرار دادن مهمان، مدیر کل هتل برتر شهر من شد. او خشن اما منصف بود.

من از او یاد گرفتم که هر بار که وارد کار می شوید، همیشه مهمان در اولویت است و همیشه به همکاران خود احترام بگذارید. آن یک نفر را در صنعت خود پیدا کنید که از سطوح پایین ترقی کرده است و مسیری را که آنها طی کرده اند تا به جایی که می خواهید در آینده باشید، انتخاب کنید. سپس مسیر خود را ترسیم کنید که نشان دهنده مسیری است که قبلاً به سمت بالا رفته اید.

  1. پشت سر دیگران غیبت کردن به شغل شما کمکی نمی کند

من می دانم که همیشه وسوسه انگیز است که در دفتر خود محبوب باشید، کسی باشید که همه می خواهند با او معاشرت کنند و زمانی که شایعاتی برای به اشتراک گذاشتن وجود دارد به سراغش بروید. با این حال، اگر می خواهید به اهداف شغلی بلندمدت خود برسید، درگیر آن نشوید.

درگیر «شایعات اداری» بودن شغل شما را سریع تر از هر چیز دیگری غرق می کند. اگر در ساختن یک شغل موفق جدی هستید، زمانی برای درگیر شدن در این همه شایعات، شکایت و اتلاف وقت ندارید.

شما مجبور نیستید همکاران خود را نادیده بگیرید، اما هرگز با گوش دادن به شایعات آنها را اغوا نکنید. بهانه هایی بیاورید و به کار خود بازگردید. این یک نکته بیش از هر چیز دیگری از شغل شما محافظت می کند.

  1. وقتی سر کار هستید کار کنید

محل کار شما یک باشگاه اجتماعی نیست. این مکانی برای انجام کاری است که برای انجام آن استخدام شده اید.

البته مودب و دوستانه بودن با همکاران مهم است، اما هرگز فراموش نکنید که برای انجام کار آنجا هستید. از وارد شدن به مکالمات طولانی در مورد آن قسمت از سریال وایکینگ ها یا عملکرد تیم ملی فوتبال خود خودداری کنید.

زمان و مکانی برای این گفتگوها وجود دارد، اما نه در شرکت. زمانی که سر کار هستید، کار خود را انجام دهید، در غیر این صورت هرگز نخواهید توانست در اهداف بلندمدت شغلی خود پیشرفت کنید.

  1. روی اینکه چگونه می توانید بهتر باشید تمرکز کنید

یکی از ویژگی هایی که من در تمام سازندگان حرفه ای موفق دیده ام این است که آنها طرز فکر «چگونه می توانم آن را بهتر انجام دهم» دارند. آنها همیشه از خود می پرسند که چگونه می توانند کار خود را بهتر انجام دهند یا چگونه می توانند آن مشکل را بهتر حل کنند.

این یک طرز فکر از خودسازی مستمر است، تمرینی که می تواند شما را سریع تر از هر چیز دیگری به اوج برساند.

به دنبال بخش هایی از کار خود باشید که زمان زیادی از شما می گیرد و نحوه ساده سازی آنها را بیابید. یا راه هایی را شناسایی کنید که می توانید به تیم خود بهتر خدمت کنید و شروع به اجرای آنها کنید. هر یک از اینها می تواند در هنگام ایجاد اهداف شغلی بلند مدت به شما کمک کند.

اغلب، شیوه‌ های کاری جدید با روش ‌های قدیمی ترکیب می ‌شوند که منجر به ناکارآمدی و تکراری شدن آن می ‌شود، به ‌خصوص اگر در موقعیت رهبری هستید. آن ناکارآمدی ها را پیدا کنید و راه های بهتری برای انجام آن کار ایجاد کنید. این عادت همیشه توسط روسای شما قدردانی می شود و به آنها می گوید که در کار خود جدی هستید.

  1. الگوی رفتارهای موفق

فرد موفقی را پیدا کنید و ببینید چگونه به آنجا رسیده است. این لزوماً به این معنی نیست که فرد در راس شرکت شما قرار دارد. این به معنای شخصی است که در صدر صنعت شما قرار دارد.

اگر شما یک معمار هستید، دریابید که سر فرانک فاستر چگونه حرفه خود را ساخته است. اگر نویسنده هستید، دریابید که چگونه استفان کینگ یا مایا آنجلو تجربه کسب کردند و حرفه خود را ساختند. این افراد به شما نشان داده اند که چگونه این کار را انجام دهید و سرنخ هایی از خود به جا گذاشته اند. هر آنچه می توانید در مورد آنها بخوانید، از آنها یاد بگیرید و عادات کاری آنها را الگو برداری کنید.

الگوبرداری به معنای تقلید کردن نیست. این به این معنی است که ویژگی هایی را که آنها استفاده کرده اند را در نظر بگیرید و آنها را به بهترین نحو برای خودتان تطبیق دهید.

سخن نهایی

ترس از شکست دلیل شماره یک است که اکثر مردم هرگز آنطور که می توانند موفق نخواهند شد. تغییر چیز ترسناکی است و خارج شدن از منطقه امن برای افراد آسان نیست. بیشتر مردم این کار را نمی کنند مگر اینکه مجبور شوند یا درک کنند که پاداش ارزش ریسک کردن را دارد.

با تعیین اهداف بلند مدت و سپس تقسیم آنها به اهداف کوچک تر که به راحتی قابل دستیابی هستند، نقشه راه شخصی خود را برای موفقیت ایجاد کرده اید.

و در حالی که هدف بلندمدت کسب یک میلیون دلار در سال غیرقابل حل به نظر می رسد، هدف کوتاه مدت کسب ۱۴۹ دلار به راحتی قابل انجام است.

وقت آن است که بپرسیم: اهداف بلندمدت شما چیست؟

در حالی که مسیر دستیابی به اهداف شما هرگز یک خط مستقیم نیست و همیشه مسیرهای انحرافی و دست اندازها در مسیر وجود خواهد داشت، این چیزها را بپذیرید، زیرا همه آنها بخشی از سفر هستند.

برای مقاله کامل وقت ندارید؟ می توانید چکیده مطالب بیان شده در قسمت زیر بخوانید.

هدف بلندمدت هدفی است که در چند ماه آینده قابل دستیابی نیست، بلکه در چند سال یا بیشتر قابل دستیابی است.

وقتی نوبت به برنامه ریزی هدف می رسد، تا جایی که ممکن است مشخص باشید. به جای گفتن «پنج سال دیگر، می ‌خواهم ثروتمند شوم»، تعریف کنید که دقیقا ثروت برای شما چه معنایی دارد.

اهداف بلندمدت خود را به اهداف کوتاه ‌تر تقسیم کنید تا شما را در مسیر درست نگه دارند.

فراموش نکنید که اهداف بلندمدت برای کارتان تعیین کنید، چه الگوبرداری از رفتارهای موفقیت آمیز افرادی که در صنعت خود تحسین می کنید و چه شفاف سازی در مورد آنچه می خواهید.

منبع:

 

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *