پرش به محتوا
خانه » شکست چیست و چگونه از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (بخش دوم)

شکست چیست و چگونه از آن نهایت استفاده را ببریم؟ (بخش دوم)

  • از


موفقیت در مقابل شکست

اگر تعریف شکست نرسیدن به هدف، پس آیا رسیدن به هدف مساوی با موفقیت است؟ تا حدودی بله؛ اما این تعریف بسیار محدود به نظر می رسد.
موفقیت از نظر روانی بیشتر از دستیابی به خود هدف است. و مهمتر از همه، این امکان وجود دارد که حتی در شکست نیز احساس یک فرد موفق داشته باشید.

سوریا بونالی در سخنرانی خود در جمع دانش آموزان در هارلم گفت: برای تغییر زندگی خود لازم نیست منتظر مدال باشید. اگر 100% از قدرت و انرژی خود را صرف کنید، بهترین کار خود را انجام داده اید. پس احساس خوبی داشته باشید. نگرش مثبت داشته باشید و به حرکت ادامه دهید.”
این نقل قول تمایز مهمی را بین اهداف فرآیندمحور و اهداف نتیجه‌محور نشان می‌دهد.

یک هدف نتیجه گرا که قبلاً مورد بحث قرار گرفت، دویدن ماراتن در کمتر از چهار ساعت و نیم بود. برای دستیابی به این نتیجه، دونده در طول مسیر به اهداف فرآیند محور متعهد می شود تا نتیجه را بیشتر کند.
او پنج روز یا بیشتر در هفته می دود. به یک گروه آموزشی ماراتن بپیوندید. رژیم غذایی خود را مدیریت کنید. او تجهیزات لازم را خریداری کرد و ساعت های بی شماری را به آموزش مداوم اختصاص داد.

اما در جامعه ما نمی خواهیم این نوع دستاوردهای فرآیند محور را بشناسیم و قدردانی کنیم. در عوض احساس موفقیت را تنها به دستیابی به نتیجه دلخواه وابسته می کنیم.

بیایید واقع بین باشیم؛ مهم این است که احساس موفقیت کنید. چه زمانی به خود اجازه می دهید که احساس موفقیت کنید؟ اگر فقط با دستیابی به اهداف نتیجه گرا به موفقیت دست یابید، ممکن است احساس کنید که هرگز به اندازه کافی خوب نیستید.

در عوض، بیایید یک تعریف جایگزین از موفقیت در نظر بگیریم. جایی که به خودمان اجازه می دهیم برای تمام تلاش هایی که انجام می دهیم (نه نتایج) احساس موفقیت کنیم.
موفقیت این است که بدانید از زندگی چه می خواهید. و به خاطر سرمایه گذاری روی آنچه برای شما معنادار است به خود افتخار می کنید. موفقیت و شکست ممکن است بستگی زیادی به تفکر شخصی شما داشته باشد. ذهن بازتر می تواند به شما کمک کند شکست را به موفقیت تبدیل کنید.

مراحل شکست

با گذشت زمان، ممکن است تمرکز خود را بر روی احساس موفقیت از نتایج فرآیند تغییر دهید. چارچوب ارائه شده توسط نویسنده عادات اتمی جیمز کلیر می تواند در این زمینه مفید باشد. او سه مرحله از شکست را شناسایی می کند:

  1. افق فکری را بشکنید این زمانی است که شما در مورد آنچه می خواهید یا “چرا” شخصی خود روشن نیستید. وقتی نمی دانید از زندگی چه می خواهید یا در زندگی خود هدف و معنایی احساس نمی کنید. در این صورت ممکن است دچار اختلال بینایی شوید. اینجاست که نگاه به درون و تمرکز بر خود می تواند تفاوت ایجاد کند.
  2. شکست تاکتیکی این زمانی است که می دانید چه می خواهید، اما برنامه روشن یا موثری برای رسیدن به آن ندارید.
    به عنوان مثال، شاید شما در حال اتمام یک پروژه هستید شکست شما باید غذا بخورید زیرا فقط یک برنامه کلی دارید نه یک برنامه جامع.
    حتی کسانی که در برنامه ریزی استراتژیک در محل کار موثر هستند، گاهی اوقات دچار لغزش می شوند. به خصوص با تبدیل این مهارت ها به توسعه شخصی یا تاکتیک های رهبری. اینجاست که ردیابی و ایجاد عادات خوب می تواند بسیار موثر باشد.
  3. شکست استراتژی این زمانی است که شما برنامه ای دارید و آن را دنبال می کنید، اما باز هم از هدف خود کوتاه می آیید. عوامل بی شماری می توانند بر موفقیت شما تأثیر بگذارند. آنها ممکن است به درخواست شما مرتبط باشند یا نباشند.
    شکست استراتژی زمان مناسبی برای به کارگیری مهارت های تفکر طراحی و شروع کار بر روی تکرار بعدی است.

دریابید چرا احساس شکست می کنم کاری که انجام می دهید می تواند به شما در غلبه بر چالش های نتایج فرآیند کمک کند. شاید هدف شما ناقص باشد. فکر کردن در مورد آن منجر به انگیزه مجدد برای دستیابی به نتایج فرآیند شما می شود.

به یاد داشته باشید که هیچ یک از ما همیشه نمی توانیم از شکست جلوگیری کنیم. و این هدف ما نیست.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که موفقیت ما به عنوان یک فرد یا تیم به یادگیری بیشتر و سریعتر برای عملکرد بهتر بستگی دارد. اگر شکست نخوریم، احتمالاً به اندازه کافی ریسک نمی کنیم.
اغلب اوقات ما از نظر فکری از آزمایش و ریسک پذیری استقبال می کنیم. اما ما می خواهیم آن را به طور موثر و عالی و بدون شکست انجام دهیم. و این هدف ما نیست.

هدف این است که در برابر شکست مقاوم باشید. فرد انعطاف پذیر در راه رسیدن به هدف از این نقاط قوت استفاده می کند:

  • دلسوزی به خود. با خود و دیگرانی که در شکست نقش دارند مهربان باشید. روی همدلی تمرکز کنید و شکست را در چشم انداز نگه دارید. بین اعتراف به شکست و جنگیدن برای آن تفاوت وجود دارد.
  • انعطاف پذیری شناختی مایل باشید به سرعت از شکست ها درس بگیرید و به سمت فرصت های جدید بروید.
  • طرز فکر رشد رویکرد یادگیری بدون قضاوت را در پیش بگیرید. به طور پیش فرض، ما واکنش تدافعی یا سرزنش نشان می دهیم. در عوض، باید عمیقاً فکر کنیم و سعی کنیم بفهمیم چگونه می‌توانیم متفاوت باشیم.
  • حل یک مشکل. کنجکاو و خلاق باشید. جمع آوری داده ها برای اطلاع از تصمیمات و مراحل بعدی.
  • هدف و معنا. پشیمان نشوید و دوباره با معنای بزرگتر پشت هدف ارتباط برقرار کنید و از آن برای هدایت رویکردهای جدید استفاده کنید.
  • به رسمیت شناختن. قدردان تلاش های خود و دیگران باشید. با کاوش در فرآیند به اندازه یا بیشتر از نتیجه، حس موفقیت را پیدا کنید.

از شکست نترسید

سوریا بونالی در آخرین حضور خود در المپیک 1998 از تاندون آشیل آسیب دید.
او که می دانست این آخرین اجرای او به عنوان یک آماتور خواهد بود، کرال پشت خود را به خوبی اجرا کرد و می دانست که این یک حرکت غیرقانونی است.
در آن لحظه او خود را قربانی نمی دید. عبور از مرزهای ورزش و ابراز وجود مهمتر از ارزیابی داوران بود.
حضار به شدت او را تشویق کردند. اما داوران به او نمره پایینی دادند.


ممکن است این محتوا را دوست داشته باشید