پرش به محتوا
خانه » سرگشتگی اقتصادی هنر اصیل – سایت خبری تحلیلی کسب و کار

سرگشتگی اقتصادی هنر اصیل – سایت خبری تحلیلی کسب و کار

  • از


کسب و کار نیوز-

مریم کنی، کارشناس حوزه هنر

بخش اول

 

سلام نوشته ام را  از روی دلتنگی  و برای   عشق به فلسفه ی هنرمتعالی ، تقدیم میکنم به  همدلانم  که این روزها خالی و جدا در زمهریر عیب  و ابتذال  یخ زده  مانده اند.

من. هم  یک فعال  درون گرای هنری ،یک زن و یک مادر داغ دیده هستم.وبا تاسف جزو  دسته ی در تعریف  عوام با حقوق اندک و بخور و نمیر!

حرف و کلامم صادقانه دوستانه ،غیر سری، به همدلانم است ،پیغامی است  نه اجباری  و نه  تطمیعی .

پیغامی تسلیمانه، مطیعانه ،و بسیار دلتنگ به خواهران برادران  فرزندان پدران و مادرانم.

به نام خدا

اجازه بدهید  تعریف  خودم  از هنرART و بی هنری ARTLESSNESS را اول بگویم.

هنرArt تجلی عشق،به هر نحو و شکلی  که به تلطیف وجود و روح بیانجامد و از طرفی به هیچ وجه به هیچ موجودی آسیبی نرساند

و  بی هنریArtlessness :خلق چیزی که نه تجلی عشق است و نه به هیچ نحو و شکلی به تلطیف وجود و روح  نیانجامد!و حتما به موجودات دیگر آسیب بزند!

با عرض تاسف باید بگویم  اگر افراد با تعریف بی هنر ،آرام آرام کنار نکشند و در بازار دادو ستد هنرهای اصیل رفت و آمدشان را کم نکنند،ترافیک سنگین ایجادشده در این محیط مقدس را  ،نمیتوان کنترل کرد.

به آسانی دیده میشود که  محیط هنری به طرز زننده ای  به بازار شام تبدیل شده که بنظر میرسد پیدا کردن راه حل برای اینچنین بدبختیه بسیار ناراحت کننده ، دشوار و گاهی حتی غیر قابل حل باشد

بطوری که با یک چشم گرداندن و پرس جو ساده از  هنرمندان و اقتصاد دانانه به حق، میتوان فهمید حتی ازهر ۳ میلیون اثرهنری ۱  اثر هنری اصیل است و مابقی را نمیتوان هنر اصیل نامید.

یعنی از هر ۳ ملیون اثر یک اثر ؟!!!!که بتوسط افرادی اصیل و با نییت و اصالت تمیز اجرا میشود.

حالا چرا بازار بی هنری تا این حد عجیب گرم است ؟

بنظر میرسد دلیل آن   (قدرت درک و کم دقتی شاید بدلیل مشغله های ذهنی) و کم سلیقگی در اثر کم لطفی (بی حواسی مطلق)،عدم هوییت فردی یا همان(گمگشتگی) میتواند باشد.

چیزی که قلبم را به درد می آورد در دست نبودن یک تعریف درست از هنر و هنرمند اصیل است .

آن هم در کشوری با عنوان مهد هنر!

به راستی چه بلایی به سر ما آمده است؟

بی هنری در قالب لیبرالیسم هنری به اشتباه شده و بدتر آنکه  و با گذاشتن قیمت های پرت روی امضاهای  مشارکتی بسیار دم دستی ، محیط پاک  داد وستد هنر اصیل ،تبدیل به بازار سیاه نقاب ها شده.چطور؟ از طرف دیگر با راه یافتن آثار بی هنر ها و ممزوج شدن در هنر اصیل و رسیدنشان به جایگاه هنرهای تقدیمی ، آشی درهم و برهمی  درست شده  که  مشکل میتوان نظر مثبت یا منفی در این باره پیدا کرد .

بدبختانه در چهار چوب هنر تقدیمی تعریف درست و در دسترسی هم نیست یا اگر هست با وجود ترافیک سنگین و ممزوج شدن خیر و شر  به سختی میتوان یافت . اصلا ارزش حقیقی هیچ یک از آثار تقدیمی شناخته نشده است و جایگاه مشخصی ندارد چون حرف از هنر مقدس تقدیمی است میگویم بی  هنر نه بصورت تقدیمی که تقویمی و تاریخ مصرفی با توفیق اجباری وارد عرصه شده و میشود..جای لبخند تلخ خالی است.

میپرسم اقتصاد در روند خلق یک اثر هنری اصیل و برعکس آن چه اندازه موثر بوده؟؟

یک‌هنرمند با اصالت چطور اثر خود را از ترافیک سنگین  ایجاد شده خلاص کند و این بیمار بدحال با سرعت مطمانه به بیمارستان برسد تا از مرگ و میر آن جلوگیری شود؟پیشاپیش تسلییت عرض میکنم.

آیا لازم است مساله اقتصاد هنر از سر نو مورد بحث و بررسی قرار بگیرد؟

بنظر میرسد اقتصاد با هنر قاطی شده و از جهت بدی هم قاطی شده.*

۳ دسته هنرمند داریم

۱هنرمندان اصیل و واقعی

۲هنرمند نماهای بی هنر دوزاری

۳هنرمندانی که به زور به خودشان لقب هنرمند داده اند.

هر  سه دسته هم ناگزیر هستند در عرصه اقتصاد باشند، حالا یا موفقند یا ناموفق*

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *