پرش به محتوا
خانه » احساسات چیست؟چگونه آن‌‌ را به طور موثر مدیریت و ابراز کنیم؟

احساسات چیست؟چگونه آن‌‌ را به طور موثر مدیریت و ابراز کنیم؟

  • از


احساس، درک ذهنی ما از اتفاقات و رویدادهای متعدد است و ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلف ایجاد شود و افزایش یا کاهش پیدا کند. توانایی درک و استفاده درست از احساسات فواید متعددی برای زندگی فرد دارد به همین دلیل افراد باید مهارت مدیریت احساسات خود را بیاموزند تا بتوانند از انفجار احساسات و عواقب ناشی از آن جلوگیری کنند. در این مقاله به ابعاد متعدد احساسات پرداخته و به طور کامل به سوال احساسات چیست؟ پاسخ داده‌ایم.

تعریف احساسات چیست؟

احساسات واکنش‌های روانی هستند که در انسان‌ها در پاسخ به رویدادها و اتفاقات مختلف به وجود می‌آیند. نوع احساسی که افراد تجربه می‌کنند به ماهیت آن رویداد بستگی دارد برای مثال پاسخ روانی افراد به رویداد خوشحال کننده شادی و به رویداد ناراحت کننده غم است. شدت احساسات ما معمولا به عوامل مختلفی بستگی دارد برای مثال:

  • نوع رویداد تجربه شده
  • شدت رویداد تجربه شده
  • تجربیات گذشته ما
  • روابط گذشته و کودکی ما
  • افکار، تجزیه و تحلیل‌های ایجاد شده در ذهن ما
  • وضعیت روانی ما در لحظه
  • وضعیت جسمانی ما در لحظه
  • ادراکات دنیای روانی ما
  • و…

در طول زمان دانشمندان مختلفی برای تعریف و طبقه‌بندی احساسات تلاش کردند و نظریاتی را ارائه دادند اما کامل‌ترین آن‌ها چرخه احساسات پلاچیک است. پلاچیک 8 احساس و هیجان اساسی انسان را به صورت شادی، اعتماد، ترس، تعجب، غمگینی، نفرت، عصبانیت و پیش‌بینی نام می‌برد و بیان می‌کند که هر احساس اساسی ممکن است با شدت کمتر و بیشتری نیز تجربه شود که آنگاه نام جدیدی بر آن می‌گذاریم. در این بخش احساسات مختلف را از شدت زیاد به کم، از راست به چپ نام می‌بریم:

  1. وحشت _ ترس _ دلهره
  2. شگفتی _ تعجب _ حواس‌پرتی
  3. اندوه _ غمگینی _ پرخاشگری
  4. بیزاری _ انزجار _ خستگی
  5. خشم _ عصبانیت _ دلخوری
  6. هوشیاری _ پیش‌بینی _ علاقه
  7. خلسه _ شادی _ امید
  8. تحسین _ اعتماد _ پذیرش

همچنین پلاچیک بیان می‌کند که ترکیب احساسات و حضور هم‌زمان دو احساس متفاوت هم‌سطح ممکن است باعث ایجاد احساسی جدید شود.

  • ترکیب دسته 1 و 2 احساس هیاهو را ایجاد می‌کند. مثال: ترس+ تعجب = هیاهو
  • ترکیب دسته 2 و 3 احساس بی‌میلی را ایجاد می‌کند. مثال: حواس‌پرتی+ پرخاشگری = بی‌میلی
  • ترکیب دسته 3 و 4 احساس پشیمانی را ایجاد می‌کند. مثال: اندوه + بیزاری = پشیمانی
  • ترکیب دسته 4 و 5 احساس اهانت را ایجاد می‌کند. مثال: بیزاری + خشم = اهانت
  • ترکیب دسته 5 و 6 احساس هجوم را ایجاد می‌کند؛ مثلا: دلخوری + علاقه = هجوم
  • ترکیب دسته 6 و 7 احساس خوش بینی را ایجاد می‌کند؛ مثلا: پیش‌بینی + شادی = خوش بینی
  • ترکیب دسته 7 و 8 احساس عشق را ایجاد می‌کند؛ مثلا: تحسین+ خلسه = عشق

 

 

 

 

عناصر کلیدی احساسات چیست؟

دان هاکنبری و ساندرا ای. هاکنبری بیان می‌کنند که احساسات، حالات هیجانی پیچیده‌ای هستند و شامل سه جزء متمایز می‌باشند: تجربه ذهنی، پاسخ فیزیولوژیکی و پاسخ رفتاری یا بیانی

1_ تجربه ذهنی

در کنار این حقیقت که قالب کلی و شکل اساسی تمام احساسات در میان تمام مردم جهان ثابت است و همه مردم شادی، غم، خشم و سایر احساسات را تجربه می‌کنند این نکته را باید در نظر داشت که شدت، نوع، تاثیر، مدت و فراوانی تجربه احساسات در افراد مختلف متفاوت است و هر فرد احساسات را به گونه مشخص و منحصر به فرد خود و به صورت یک تجربه ذهنی درک و تجربه می‌کند.

برای مثال تصادف کردن و آسیب دیدن اتومبیل ممکن است برای یک فرد 5 واحد خشم را به مدت دو روز به همراه بیاورد اما برای فردی دیگر 2 واحد خشم را به مدت سی دقیقه به همراه بیاورد به همین دلیل تجربه ذهنی افراد از رویدادهای مختلف، متفاوت است. همچنین انسان‌ها احساسات را به صورت چند بعدی تجربه می‌کنند یعنی ممکن است هنگام وقوع یک رویداد خاص چندین احساس متفاوت را به صورت هم‌زمان تجربه کنند و این احساسات از فردی به فرد دیگر متفاوت است و به تجربه ذهنی او مربوط می‌شود.

2_ پاسخ فیزیولوژیکی

احساسات مختلف ممکن است با واکنش‌های فیزیولوژیکی و جسمانی متعددی همراه باشند. پاسخ‌های فیزیولوژیکی بدن ممکن است توسط سیستم عصبی خودمختار یا توسط مغز انسان راه‌اندازی شوند. سیستم عصبی خودمختار از طریق تنظیم ضربان قلب، سرعت تنفس، اندازه مردمک چشم، گوارش، استراحت و… در هنگام مواجهه با احساسات مختلف واکنش‌های جسمانی را ایجاد می‌کند. از طرف دیگر نتایج تحقیقات و اسکن مغزی انسان حاکی از آن است که آمیگدال، بخشی از سیستم لیمبیک، نقش مهمی در احساسات و به ویژه ترس دارد.

3_ پاسخ رفتاری

پاسخ‌های رفتاری نمود بیرونی و نحوه نشان دادن احساسات ما است. بسیاری از پاسخ‌های رفتاری در فرهنگ‌ها و جوامع متفاوت یکسان است برای مثال نمود بیرونی شادی لبخند و نمود بیرونی خشم، اخم است؛ اما با این حال ممکن است پاسخ‌های رفتاری تا حدی با توجه به فرهنگ، اجتماع، سنت و تفاوت‌های فردی انسان‌ها متفاوت باشد.

ما انسان‌ها همواره در تلاش برای فهمیدن پاسخ‌های رفتاری احساسات دیگران هستیم و هر چه در این زمینه موفق‌تر عمل کنیم نشان‌دهنده این است که از هوش هیجانی بالاتری برخوردار هستیم. پاسخ‌های رفتاری ما به احساسات مختلف منجر به شکل‌گیری زبان بدن و انتقال پیام‌های ارادی یا غیرارادی از طرف ما به فرد مقابل می‌شود. مطالعات مختلف حاکی از آن است که ابراز سالم و موثر پاسخ‌های رفتاری تاثیر بسیاری بر حفظ سلامت جسم و روان افراد دارد. سرکوب کردن پاسخ‌های رفتاری و نادیده گرفتن آن‌ها منجر به افزایش پاسخ‌های فیزیولوژیک مانند ضربان قلب و فشار خون می‌شود و می‌تواند سلامت شما را به خطر بیندازد.

 

 

منشا احساسات چیست؟

در طول سال‌ها دانشمندان مختلفی در مورد منشا احساسات مطالعه و بررسی کردند و نتایج مختلفی را ارائه دادند. در این بخش برخی از نظریات مربوط به احساسات را مرور خواهیم کرد:

  • چارلز داروین: داروین نظریه تکاملی احساسات را بیان می‌کند. طبق این نظریه احساسات انسان‌ها همواره با محیط سازگار بوده و منجر به بقای فرد می‌شوند. برای مثال احساس عشق منجر به تولیدمثل و احساس ترس با کمک به فرار یا مبارزه با شکارچی و عامل تهدید منجر به بقا فرد می‌شوند.
  • جیمز_ لانژ: تئوری احساسات جیمز-لانژ بیان می‌کند که پاسخ‌های فیزیکی ما مسئول احساسات هستند. برای مثال، اگر کسی بی‌صدا به سمت شما بیاید و فریاد بزند، ضربان قلب شما افزایش می‌یابد و باعث ایجاد احساس ترس در شما می‌شود.
  • تئوری بازخورد: این نظریه تئوری احساسات جیمز لانژ را تایید کرده و در تکمیل آن بیان می‌کند که حالات چهره حتی اگر ساختگی و تصنعی باشد نیز می‌تواند منجر به بروز احساسات شود. برای مثال لبخند زدن الکی مانند لبخند واقعی منجر به ایجاد احساس شادی می‌شود.
  • کانن-بارد: نظریه کانن-بارد نظریه جیمز-لانژ را رد می‌کند. این نظریه معتقد است افراد واکنش‌های عاطفی و فیزیولوژی را هم‌زمان اما مستقل از هم تجربه می‌کنند. برای مثال احساس ترس به هنگام دیدن یک سارق و افزایش ضربان قلب و آماده فرار شدن به صورت هم‌زمان اتفاق می‌افتد و یکی عامل ایجاد دیگری نیست.
  • نظریه شاختر-سینگر: این نظریه توسط Stanley Schachter و Jerome E. Singer ارائه شده و یک نظریه شناختی از احساسات است و عنصر استدلال را وارد فرآیند احساسات می‌کند. این نظریه فرض می‌کند که وقتی رویدادی را تجربه می‌کنیم که باعث برانگیختگی فیزیولوژیکی می‌شود، سعی می‌کنیم دلیلی برای برانگیختگی پیدا کنیم. سپس، ما احساس را تجربه می‌کنیم.
  • نظریه ارزیابی شناختی: ریچارد لازاروس پیشگام این دسته از نظریه احساسات بود. این نظریات بیان می‌کنند که افکار انسان‌ها منشا و عامل ایجاد احساسات هستند و افراد در مواجهه با شرایط مختلف ابتدا فکر می‌کنند و با استفاده از آموزه‌ها و تجربیات قبلی خود آن موقعیت را ارزیابی، تجزیه و تحلیل می‌کنند و درنتیجه افکاری را در مورد آن موقعیت می‌سازند که می‌تواند منجر به ایجاد احساسات مختلف شود. برای مثال یک فرد هنگام مواجهه با فریاد زدن شخصی فکر می‌کند، با توجه به تجربه فریاد زدن والدین و تنبیه ناشی از آن، افکار تهدیدآمیز را در ذهن خود ایجاد کرده و احساس ترس و تهدید می‌کند.

انواع احساسات چیست؟

همان‌طور که بیان شد نظریات مختلف تعداد متفاوتی از احساسات را نام برده و توضیح داده‌اند اما به طورکلی 6 احساس جهانی بیان شده توسط پل اکمن را می‌توانیم به عنوان احساسات رایج و مشترک بیان کنیم. در این بخش به توضیح مختصری از این احساسات می‌پردازیم:

1_ احساس شادی

شادی یک احساس خوشایند است و با احساس رضایت، رفاه و خوشبختی همراه می‌شود. احساس شادی یک احساس جهانی و همگانی است اما عوامل ایجاد آن فردی بوده و با توجه به عوامل فرهنگی متفاوت است. عوامل مختلفی مانند خرید خانه، ماشین، پول، شغل، خانواده، سلامت، پیشرفت کشور و… ممکن است برای فردی ارزش محسوب شده و منجر به ایجاد احساس شادی شود. حالات چهره‌ای مانند لبخند زدن، چروک دور چشم، گشاد شدن مردمک چشم و… ممکن است در احساس شادی بروز کند. تحقیقات مختلف حاکی از آن است که احساس شادی با سلامت جسمانی و روانی ارتباط مستقیم دارد و با پیامدهای مختلفی از جمله افزایش طول عمر و افزایش رضایت زناشویی مرتبط است.

2_ احساس غم

احساس غم با احساس ناامیدی، اندوه، بی‌علاقگی و خلق‌وخوی ضعیف مشخص می‌شود. احساس غم ممکن است با گریه، بی‌حالی، سکوت، نشخوار فکری، کناره‌گیری از دیگران و انجام فعالیت‌ها دیده شود. همه افراد در طول زندگی خود دوره‌هایی از غم و اندوه را تجربه می‌کنند اما مدت تجربه غم با توجه به علت آن و ویژگی‌های شخصیتی افراد متفاوت است.

3_ احساس ترس

احساس ترس یک پاسخ هیجانی نسبت به تهدید واقعی یا حتی تهدید ادراک شده توسط ذهن است. بدن ما به هنگام درک یک تهدید وارد مرحله جنگ و گریز شده و آماده مقابله با تهدید جهت حفظ بقا می‌شود. احساس ترس در هر فرد نشانه و علائم منحصر به فرد خودش را دارد اما به طور کلی برخی علائم را می‌توان به صورت مشترک در افراد مشاهده کرد. برای مثال: انقباض عضلات، افزایش ضربان قلب، تند شدن تنفس، افزایش هوشیاری ذهن، عقب کشیدن چانه و گشاد شدن مردمک چشم.

4_ احساس انزجار

احساس انزجار در طول تکامل با ایجاد احساس ناخوشایند هنگام مواجهه با غذاهای بد بو و بدمزه یا مسموم منجر به حفظ بقا انسان شده است. امروزه عوامل مختلفی ممکن است منجر به ایجاد احساس نفرت و انزجار در افراد شود از جمله طعم، بینایی، بوی ناخوشایند، بهداشت نامناسب، عفونت، خون، پوسیدگی، مرگ، رفتارهای ناپسند، غیراخلاقی یا شیطانی دیگران. همچنین افراد ممکن است واکنش‌های مختلفی به هنگام انزجار از خود بروز دهند مانند روی برگرداندن از موضوع انزجار، استفراغ، حالت تهوع، عرق کردن، چین و چروک بینی و فر کردن لب بالایی.

5_ احساس خشم

احساس خشم ممکن است با احساس آشفتگی، ناامیدی و خصومت نسبت به دیگران مشخص می‌شود. با وجود اینکه خشم را اغلب به عنوان یک احساس منفی در نظر می‌گیرند لازم به ذکر است احساس خشم می‌تواند همانند احساس ترس موجب درک موقعیت تهدید و در نتیجه ایجاد واکنش جنگ و گریز شود. احساس خشم ممکن است شما را نسبت به نیازها و آسیب‌های وارده آگاه کند و با افزایش آگاهی و هوشیاری شما منجر به اقدام کردن و پیشگیری شود.

اما خشم در صورتی می‌تواند منفی و آسیب‌زا تلقی شود که فرد مهارت کنترل و مدیریت آن را نداشته باشد و به شیوه نامناسبی از جمله پرخاشگری، سوءاستفاده و خشونت آن را ابراز کند. احساس خشم ممکن است با علائم مختلفی از جمله اخم کردن، خیره شدن، گرفتن موضع محکم، دور زدن، زمخت صحبت کردن، فریاد زدن، عرق کردن یا قرمز شدن دیده شود.

6_ احساس تعجب یا غافلگیری

غافلگیری معمولاً کاملاً کوتاه است و با یک واکنش لرزان فیزیولوژیکی به دنبال چیزی غیرمنتظره مشخص می‌شود. احساس تعجب و غافلگیری ممکن است مثبت، منفی یا خنثی باشد. احساس تعجب و غافلگیری ممکن است با علائم مختلفی همراه باشد مانند بالا بردن ابروها، گشاد کردن چشم‌ها، باز کردن دهان، پریدن به عقب، فریاد زدن، جیغ زدن یا نفس‌نفس زدن. احساس تعجب نیز می‌تواند با فعال کردن فرایند جنگ و گریز به حفظ بقا افراد کمک کند.

غافلگیری می‌تواند تاثیرات مهمی بر رفتار انسان داشته باشد. به عنوان مثال، تحقیقات نشان داده است که مردم تمایل دارند به طور نامتناسبی متوجه رویدادهای غافلگیرکننده شوند. همچنین رویدادهای غافلگیرکننده و غیرعادی در اخبار بیشتر از سایر مطالب در حافظه خودنمایی می‌کنند. تحقیقات همچنین نشان داده است که افراد بیشتر تحت تأثیر استدلال‌های غافلگیرکننده قرار می‌گیرند و از اطلاعات غافلگیرکننده بیشتر می‌آموزند.

 

 

فواید شناختن احساسات چیست؟

همان‌طور که بیان شد احساسات در طول تکامل به حفظ و بقا انسان کمک کرده است. به گفته اکمن، یکی از نظریه‌پردازان احساسات که 6 احساس اساسی را بیان کرد، زندگی بدون احساسات بسیار خطرناک و کسل‌کننده می‌شد زیرا اساسا احساسات انسان را هدایت می‌کنند. اگر ما بتوانیم احساساتمان را به‌خوبی ببینیم، درک کنیم و پاسخ درست و مناسبی به آن‌ها بدهیم این احساسات می‌توانند رفتار ما را در جهت رسیدن به هدفی مثبت سوق دهند.

اما اگر ما به احساسات خود آگاه نباشیم و احساسات به صورت ناخودآگاه بر رفتارهای ما تاثیر بگذارند ممکن است آثار مخربی برای ما ایجاد کنند. در تماس بودن با احساسات و تبدیل آگاهانه آن‌ها به عمل، آگاهی عاطفی و توانایی انجام این کار با دیگران نیز هوش هیجانی نامیده می‌شود. هوش هیجانی توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات خود و همچنین شناخت، درک و تأثیرگذاری احساسات دیگران تعریف می‌شود. مولفه‌های هوش هیجانی عبارت‌اند از:

  1. ارزیابی و ابراز احساسات در خود و دیگران: شناخت یا بیان نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی در مورد احساسات
  2. تنظیم عواطف در خود و دیگران: مدیریت هیجانات به‌گونه‌ای که همه طرف‌ها به سمت یک نتیجه مثبت برانگیخته شوند.
  3. استفاده از عواطف به روش‌های انطباقی: استفاده از عواطف و تفسیر احساسات برای به دست آوردن نتایج مثبت.

کسانی که دارای هوش هیجانی هستند، پذیرای تجربیات هیجانی مثبت و منفی هستند، احساسات را شناسایی می‌کنند و آن‌ها را به‌درستی منتقل می‌کنند. افراد با هوش هیجانی خوب می‌توانند از درک و احساسات خود و عواطف دیگران برای حرکت به سمت رشد فردی و اجتماعی استفاده کنند. کسانی که هوش هیجانی پایینی دارند ممکن است قادر به درک و کنترل احساسات خود یا دیگران نباشند و به همین دلیل احساس ناخوشایندی را تجربه کنند.

تفاوت احساس و منطق چیست؟

تفکر منطقی مربوط به نیمکره چپ مغز است. افراد با تفکر منطقی تصمیمات خود را بر اساس داده‌ها، شواهد و افکار منطقی می‌گیرید و به‌راحتی تحت تأثیر احساسات خود قرار نمی‌گیرید؛ اما تفکر احساسی مربوط به نیمکره راست مغز بوده و افراد با تفکر احساسی بر اساس حالات هیجانی، احساس و ارزش‌های خود تصمیم‌گیری می‌کنند. به طور کلی ذهن انسان را می‌توانیم به سه حالت تقسیم کنیم: ذهن منطقی، ذهن عاقل و ذهن احساسی.

  • ذهن منطقی: ذهنی است که تنها بر اساس شواهد و داده‌ها می‌اندیشد و تصمیم‌گیری می‌کند بدون اینکه احساسات را مدنظر قرار دهد.
  • ذهن احساسی: ذهن احساسی ذهنی است که تنها بر اساس احساسات و حالات هیجانی تصمیم می‌گیرد و شواهد و داده‌ها را نادیده می‌گیرد.
  • ذهن عاقل: ذهن عاقل ذهنی است که توان برقراری تعادل میان منطق و احساس را دارد؛ به عبارت دیگر ذهن عاقل احساسات فرد را می‌بیند، مدارک و داده‌ها را می‌بیند و فرد را به سمت تصمیم مبتنی بر منطق و احساس سوق می‌دهد تا به نتیجه مثبتی دست یابد.

چگونه احساسات را کنترل کنیم؟

از آنجا که علل ایجاد احساسات، شدت تجربه آن‌ها و نوع برخورد افراد متفاوت است روش‌های کنترل احساسات نیز متفاوت است و هر فرد باید ویژگی‌های شخصیتی خود را بشناسد و متناسب با آن‌ها روش مناسب کنترل احساسات را انتخاب کند. در این بخش به اختصار به بررسی برخی از این تکنیک‌ها می‌پردازیم:

1_ بررسی تاثیرات

همان‌طور که بیان شد احساسات مختلف در صورت کنترل شدن و استفاده صحیح بسیار مفید و تاثیرگذار هستند؛ بنابراین هنگام تجربه احساسات مختلف می‌توانید تاثیرات مثبت و منفی و عواقب عدم مدیریت آن را در نظر بگیرید تا بتوانید مدیریت بهتری بر احساستان داشته باشید.

2_ عدم سرکوب

شما باید بیاموزید که احساسات خود را ببینید و مدیریت کنید نه اینکه آن‌ها را نادیده گرفته و سرکوب کنید. سرکوب کردن احساسات پیامدهای جسمی و روانی متعددی را در پی دارد.

3_ سوال کردن

سعی کنید در شرایط مختلف چند دقیقه وقت بگذارید و احساسی که تجربه می‌کنید را بررسی کنید و از خود چند سوال بپرسید. این سوالات ممکن است با توجه به شخصیت و موقعیت شما متفاوت باشد اما به شما کمک می‌کند واکنش فوری اولیه خود را اصلاح کرده و با تنظیم مجدد افکار خود کنترل احساستان را در دست بگیرید. برخی سوالات رایج و مفید عبارت‌اند از:

  • در حال حاضر چه احساسی دارم؟
  • چه اتفاقی افتاد که این حس را به من داد؟
  • آیا وضعیت توضیح متفاوتی دارد که ممکن است منطقی باشد؟
  • من می‌خواهم با این احساسات چه کنم؟
  • آیا راه بهتری برای کنار آمدن با آن‌ها وجود دارد؟

4_ پذیرش تمام احساسات

شما باید این واقعیت را بپذیرید که زندگی انسان همواره سرشار از احساسات متفاوت است و این احساسات حاوی پیام خاصی برای زندگی هستند. شما باید تمام احساسات خود را همان‌گونه که هست بپذیرید و بدانید احساسات خوب و بد ندارند و همگی خنثی هستند این افکار ما است که آن‌ها را خوب یا بد برداشت می‌کند.

5_ ثبت احساسات

سعی کنید در شرایط مختلف احساسات خود را به همراه محرک‌ها، واکنش خودتان و نتیجه ناشی از واکنش ثبت کنید. این کار به شما کمک می‌کند محرک‌هایی که موجب برافروخته شدن احساسات می‌شود را شناسایی و پیش‌بینی کنید، واکنش‌های خود را بررسی کرده و تاثیرات مثبت و منفی آن‌ها را شناسایی کنید و از این طریق واکنش‌های منفی را اصلاح یا حذف کنید.

6_ نفس عمیق

استفاده از نفس عمیق و درست دیافراگمی به شما کمک می‌کند تا چند لحظه از اوج احساسات خود فاصله بگیرید و بتوانید درست‌تر فکر کرده و واکنش خود را شکل دهید.

7_ بررسی زمان و مکان

سطح ابراز احساسات با توجه به موقعیت و شرایط می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال فریاد زدن، به بالش کتک زدن و هق‌هق گریه کردن به هنگام از دست دادن یک عزیز می‌تواند کاملا عادی باشد و به مدیریت هیجانات شما کمک کند اما فریاد زدن یا گریه کردن به هنگام مشاجره با رئیس شرکت هیچ فایده‌ای ندارد و عواقب سنگینی را در پی دارد.

8_ ایجاد فاصله

سعی کنید هنگام تجربه شدید احساسات یک فاصله فیزیکی (ترک مکان) یا ذهنی (ایجاد حواس‌پرتی و فکر کردن به موضوعی دیگر) ایجاد کنید تا مطمئن شوید به روش درست و معقولی پاسخ می‌دهید. نکته ضروری این است که فاصله را برای مدت کوتاهی در نظر بگیرید تا مدیریت احساسات خود را به دست بگیرید و سپس به بررسی و حل مشکل بپردازید.

9_ مدیتیشن

با استفاده از تمرینات ذهن آگاهی و مدیتیشن می‌توانید توجه خود را به اینجا و اکنون معطوف کرده و با انجام تمرینات تنفسی آرامش نسبی و مدیریت احساسات خود را به دست آورید.

10_ مهارت‌آموزی

راه‌حل دائمی مدیریت احساسات یادگیری نحوه مدیریت و ابراز صحیح آن‌ها از طریق آموختن مهارت‌های زندگی است.

11_ درمانگر

یکی دیگر از راه‌حل‌های دائمی، موثر و علمی مدیریت احساسات، مراجعه به روانشناس است. روانشناسان به شما کمک می‌کنند تا احساسات خود را در موقعیت‌های مختلف ببینید، نحوه واکنش نشان دادن خود را بررسی کرده و الگوهای واکنش ناقص یا نادرست خود را اصلاح کنید.

چگونه ابراز احساسات کنیم؟

همان‌طور که بیان شد هدف ما مدیریت احساسات شدید و ایجاد یک راه‌حل برای ابراز صحیح احساسات است و نه سرکوب کردن و نادیده گرفتن احساسات. سرکوب احساسات معایب بسیاری برای جسم و روان ما دارد به همین دلیل باید نحوه صحیح ابراز احساسات را بیاموزیم. ابراز صحیح احساسات اصول، تکنیک‌ها و تمرین‌های مختلفی دارد از جمله:

  • روی نجواهای ذهنی منفی کار کنید.
  • با خودتان خلوت کنید.
  • بپذیرید.
  • بنویسید.
  • با یک نفر در مورد احساسات‌تان در شرایط مختلف صحبت کنید.
  • از بیان احساسات کوچک در شرایط مناسب شروع کنید.
  • به سراغ ترس بزرگ بروید.

همچنین ابراز احساسات ممکن است با چالش‌های متعددی نیز همراه باشد به همین دلیل باید راه‌های مقابله با آن‌ها را بیاموزید. برای مثال:

  • از انسان‌های نامناسب دوری کنید.
  • فاجعه‌سازی ذهنی نکنید.
  • انتقاد کردن را یاد بگیرید.
  • خجولی‌تان را از بین ببرید.

برای مطالعه توضیحات بیشتر مربوط به ابراز احساسات و نکات مربوط به آن به مقاله بیان احساسات چیست؟ مراجعه کنید.

کلام آخر

در نهایت یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که احساسات همواره مانند چراغ راهنمای زندگی انسان هستند و با بیان پیام‌های متعدد انسان را در جهت مسیر درست زندگی هدایت می‌کنند تنها نکته کلیدی که باید در مورد احساسات در نظر داشته باشیم این است که احساسات خود را سرکوب نکنیم، آن‌ها را تمام و کمال بپذیریم، ببینیم، درک کنیم، مدیریت کنیم و به روش درستی ابراز کنیم.

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *